کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۶۹ - این چشم تو دایم مدام آب روان دارد بجو...

1

این چشم تو دایم مدام آب روان دارد بجو

بنشین دمی بر چشم ما آن آبروی ما بجو

2

سرچشمه آبی خوشست در عین ما می کن نظر

کآب زلالی می رود از دیده ما سو به سو

3

رو را به آب چشم خود می شو که تا یابی صفا

گر روی خود شوئی چو ما باشی چو ما پر آبرو

4

موج و حباب و قطره را می بین و در دریا نگر

با هر یکی یک دم بر آ وز هر یکی ما را بجو

5

ما آینه تو آینه آن یک نموده رو به ما

گر یک دو بنماید تو را باشد دوئی از ما و تو

6

از گرمی ما خم می در جوش آید باز هی

وز آتش دلسوز ما هم جام سوزد هم سبو

7

این قول مستانه شنو در بزم سید خوش بخوان

رندی اگر یابی دمی اسرار مستان بازگو

متن شعر کپی شد.