کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۷۸ - آینه بردار تا ببینی در او...

1

آینه بردار تا ببینی در او

جان و جانان خوش نشسته روبرو

2

جز یکی در جمله عالم هست نیست

این دوئی پیدا شده از ما و تو

3

آب چشم ما به هر سو شد روان

آبرو جوئی بیا از ما بجو

4

خم میخانه به یک دم درکشم

خود چه باشد پیش ما جام و سبو

5

تا میانش در کنار آورده ایم

مو نمی گنجد میان ما و او

6

در دو عالم جز یکی دیدیم نه

چشم احول آن یکی بیند به دو

7

نعمت الله مست و در کوی مغان

در پی ساقی روان شد سو به سو

متن شعر کپی شد.