کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۸۶ - نور رویش پرتوی بر ماهتاب انداخته...

1

نور رویش پرتوی بر ماهتاب انداخته

جعد زلفش سایبان بر آفتاب انداخته

2

سنبل زلفش پریشان کرده بر رخسار گل

بلبل شوریده را در پیچ و تاب انداخته

3

ساقی سرمست ما رندانه جام می به دست

آمده در بزم ما از رخ نقاب انداخته

4

لاابالی وار با رندان نشسته روز و شب

از رقیب ایمن سپر بر روی آب انداخته

5

بر کشیده تیر عشق و عاشقان خویش را

بر سر کوی محبت بی حساب انداخته

6

آتشی انداخته در جان شمع از عشق خود

عقل را پروانه وش در اضطراب انداخته

7

وعده دیدار داده عاشقان خویش را

ذوق و وجدی در وجود شیخ و شاب انداخته

8

زاهد و مفتی به عشق جرعه ای از جام او

آن یکی سجاده و این یک کتاب انداخته

9

نعمت الله را حریف مجلس خود ساخته

جام وحدت داده و مست و خراب انداخته

متن شعر کپی شد.