کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۱۶ - خیالش نقش می بندد بهه دیده...

1

خیالش نقش می بندد بهه دیده

چنان نقش و چنین دیده که دیده

2

دو چشمم روشن است از نور رویش

به مردم می نمایم آن به دیده

3

خیال عارضش در دیده ما

بود نقشی بر آبی خوش کشیده

4

صبا در گلستان می خواند شعرم

شنیده غنچه و جامه دریده

5

درآمد از درم ساقی سرمست

چنان شاهی مرا مهمان رسیده

6

دلم آئینه گیتی نمائی است

به لطف خود لطیفش آفریده

7

فتاده آتشی در نی دگر بار

مگر از سیدم حرفی شنیده

متن شعر کپی شد.