کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۲۷ - چشم نابینای ما از او بینا شده...

1

چشم نابینای ما از او بینا شده

هرکه دیده دیده ما همچو ما شیدا شده

2

آفتابی رو به مه بنموده در دور قمر

این چنین حسن خوشی در آینه پیدا شده

3

آب چشم ما به هر سو رو نهاده می رود

قطره قطره جمع گشته وانگهی دریا شده

4

دل به دست زلف او دادیم چون ما صد هزار

سر به پای او نهاده در سر سودا شده

5

ما بلای عشق او آلاء و نعما گفته ایم

زانکه کار مبتلایان از بلا بالا شده

6

عشق آمد شادمان و عقل و غم بگریختند

این چنین شاه آمده ساقی بزم ما شده

7

سید ما عاشقانه ترک عالم کرد و رفت

گوئیا با حضرت یکتای بی همتا شده

متن شعر کپی شد.