کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۵۶ - می حلالت باد اگر در بزم رندان خورده ای...

1

می حلالت باد اگر در بزم رندان خورده ای

نوش جانت باد اگر باد باده نوشان خورده ای

2

قوت جان و قوت دل دردی درد است ای عزیز

قوت و قوت خوشی داری اگر آن خورده ای

3

در خرابات فنا جام بقا را نوش کن

تا توان گفتن که می با می پرستان خورده ای

4

ای دل سرمست من جانم فدا بادت که باز

می ز جام جان و نقل از بزم جانان خورده ای

5

نعمت فردوس اعلی نیست قدرش پیش تو

گوئیا نزل خوشی از خوان سلطان خورده ای

6

غم مخور گر خورده ای از عشق او جام شراب

کان می پاک حلال است و به فرمان خورده ای

7

یا حریف نعمت اللهی که این سان سرخوشی

یا ز خم خسروانی می فراوان خورده ای

متن شعر کپی شد.