کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۵۷ - عشق تو گنجی و دل ویرانه ای...

1

عشق تو گنجی و دل ویرانه ای

مهر تو شمعی و جان پروانه ای

2

عقل دوراندیش و ما در عشق تو

نیست الا بیدلی دیوانه ای

3

آشنای عشقت آن کس شد که او

همچو ما گشت از خرد بیگانه ای

4

کار ما از جام ساغر درگذشت

ساقیا پر کن بده پیمانه ای

5

صوفی و صافی و کنج صومعه

ما و یار و گوشه میخانه ای

6

غرقه خوناب دل شد چشم ما

در نظر داریم از آن دردانه ای

7

عاشقی را سیدی باید چو من

پاکبازی عارفی فرزانه ای

متن شعر کپی شد.