کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۷۸ - مرنجان جان باقی را برای این تن فانی...

1

مرنجان جان باقی را برای این تن فانی

دریغ از آن چنان جانی که بهر تن برنجانی

2

به دشواری مخور خونی مشو ممنون هر دونی

قناعت کن ز کسب خود بخور نانی به آسانی

3

هوای دیو نفسانی مسخر کن سلیمانی

چرا عاجز شدی آخر به دست دیو نفسانی

4

شراب عشق او در کش که تا چون ما شوی سرخوش

اگر فرمان نخواهی برد مخمورم تو می دانی

5

بزن شمشیر مردانه بگیر اقلیم شاهانه

بیا بر تخت دل بنشین که در عالم تو سلطانی

6

اگر دنیی اگر عقبی طلبکار همان ارزی

هر آن چیزی که می ورزی حقیقت دان که خود آنی

7

حریف نعمت الله شو که ذوق با خوشی یابی

چرا مخمور می گردی مگر غافل ز یارانی

متن شعر کپی شد.