کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۷۹ - گر چه آب حیات را مانی...

1

گر چه آب حیات را مانی

در جهان جاودان کجا مانی

2

ای که گوئی به پادشا مانم

غلطی کرده ای گدا مانی

3

بر سر پل چه خانه می سازی

زود باشد که بی سرا مانی

4

ما چنین مست و تو چنان مخمور

که به رندان بزم ما مانی

5

درد باید که تا دوایابی

درد چون نیست بی دوا مانی

6

از رفیقی سید عالم

حیف باشد اگر تو وامانی

متن شعر کپی شد.