کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۵۰۲ - جز خیال تو درین دیده نگنجد دگری...

1

جز خیال تو درین دیده نگنجد دگری

چشم دارم که ز الطاف تو یابم نظری

2

تا که زنار سر زلف تو بستم به میان

بسته ام از سر اخلاص به خدمت کمری

3

حلقه ای بر در میخانه زدم بگشودند

به ازین هیچ کسی را نگشودند دری

4

غیر در خلوت من راه ندارد والله

ساکنم در حرم کعبه نیم رهگذری

5

به خرابات تو را راه برم گر آئی

این چنین ره ننماید به جهان راهبری

6

گنج شاهیست در این گوشه ویرانه دل

طلبش کن که توان یافت به هر سو گهری

7

نعمت الله به دست آور و می جو خبرم

که ز ذوق من سرمست بیابی خبری

متن شعر کپی شد.