کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۵۰۴ - مرید پیر خمارم که دارد این چنین پیری...

1

مرید پیر خمارم که دارد این چنین پیری

غلام همت عشقم که دارد این چنین میری

2

به ملک دنیی و عقبی خریدم کنج میخانه

ازین سودا که من کردم جهانی یافت توفیری

3

اگر رند خراباتم که خم باده می نوشم

نه کم شد جرعه ای ز آن می نه من گشتم از او سیری

4

ز جام وحدت ساقی مدامم مست لایعقل

حریفان را چو خود سازم نخواهم کرد تقصیری

5

ز دست عشق عقل ما نخواهد برد جان دانم

کجا یابد خلاص آخر ضعیف از پنجه شیری

6

بیا ای مطرب عشاق و ساز بینوا بنواز

که ما مستیم و تو ساقی ، مکن آخر تو تاخیری

7

طریق نعمت الله رو که یابی زود مقصودت

که غیر از راه او دیگر نیابد عاقبت پیری

متن شعر کپی شد.