کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۵۱۸ - ز من توحید می پرسی جوابت چیست خاموشی...

1

ز من توحید می پرسی جوابت چیست خاموشی

بگفتن کی توان دانست گویم گر به جان کوشی

2

ز توحید ار سخن گوئی موحد گویدت خاموش

سخن اینجا نمی گنجد مقام تو است خاموشی

3

تو پنداری که توحیدست این قولی که می گوئی

خدا را خلق می گوئی مگر بی عقل و بیهوشی

4

موحد او موحد او و توحید او چه می جوئی

من و تو کیستیم آخر به باطل حق چرا پوشی

5

معانی بدیع تو بیان علم توحید است

نه توحید است اگر گوئی که توحیدست فرموشی

6

حدیث می چه می گوئی بهه ذوق این جام می در کش

زمانی همدم ما شو برآ از خواب خرگوشی

7

ز جام ساقی وحدت می توحید می نوشم

حریف نعمت الله شو بیا گر باده می نوشی

متن شعر کپی شد.