غزل · شاه نعمت الله ولی
غزل شماره ۱۵۲۸ - ای در میان جانها از ما کنار تا کی...
1
ای در میان جانها از ما کنار تا کی
مستان شراب نوشند ما در خمار تا کی
2
ما گشتگان عشقیم بر خاک ره فتاده
ما را چنین گذاری در رهگذار تا کی
3
تو چشمه حیاتی سیراب از تو عالم
ما تشنه در بیابان در انتظار تا کی
4
ساقی بیار جامی بر خاک ما فرو ریز
در مجلسی چنین خوش گرد و غبار تا کی
5
در خلوت دل تست یاری و یار غاری
تو می روی ز هر در غافل ز یار تاکی
6
نقش خیال بگذار دست نگار ما گیر
نقاش را نظر کن نقش نگار تا کی
7
رندان نعمت الله سرمست در سماعند
تو هم بکوب پائی دستی بر آر تا کی