کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۵۵۲ - تن فداکن تا همه تن جان شوی...

1

تن فداکن تا همه تن جان شوی

جان رها کن تا همه جانان شوی

2

گرد این و آن چه می گردی مدام

این و آن را مان که این و آن شوی

3

ترک کرمان کن به مصر جان خرام

تا به کی سرگشته کرمان شوی

4

ماه ماهانی ببین ای نور چشم

آن او باشی چو با ماهان شوی

5

گنج او در کنج این ویران نهاد

گنج او یابی اگر ویران شوی

6

عید قربان است جان را کن فدا

عید خوش یابی اگر قربان شوی

7

جامع قرآن بخوانی حرف حرف

گر چو سید جامع قرآن شوی

متن شعر کپی شد.