مثنوی · شاه نعمت الله ولی
شماره ۷ - در دو عالم جز یکی موجود نیست...
1
در دو عالم جز یکی موجود نیست
ور تو گوئی هست آن مقصود نیست
2
با خیال دیگری گر سرخوشی
خوش خوشی جام شرابی می کشی
3
هر خیالی را که می بینی به خواب
نقش او باشد چو برداری نقاب
4
اصل جوهر دان و گوهر فرع او
اصل و فرع ما بود در وی نکو
5
صورت و معنی عالم گفتمش
در توحید است نیکو سفتمش
6
در صدف آبی است بر بسته نقاب
می نماید در نظر در خوشاب
7
هستی ما سایه هستی اوست
مستی ما عین سرمستی اوست
8
قطره و دریا به نزد ما یکی است
بشنو از ما قطره و دریا یکیست
9
این دوئی پیدا شده ازما و تو
شرک باشد گر یکی خوانی به دو
10
از کتاب ذات و آیات صفات
نسخه خوش خوانده ای در کائنات