مثنوی · شاه نعمت الله ولی
شماره ۸ - ساقی مستیم و جام می به دست...
1
ساقی مستیم و جام می به دست
می خورند از جام ما رندان مست
2
ملک میخانه سبیل ما بود
آید اینجا هر که او ما را بود
3
هر کجا رندیست ما را محرم است
هرکجا جامیست با ما همدم است
4
صورت او مظهر معنی ماست
این و آن دو شاهد دعوی ماست
5
علم وحدانیست علم عارفان
علم اگر خوانی چنین علمی بخوان
6
قول ما صدیق تصدیقش کند
او محقق نیست تحقیقش کند
7
تا ننوشی می ندانی ذوق می
تا نگردی وی نیابی حال وی
8
مستم و خوردم شراب بی حساب
هرکه بیند گویدم خورده شراب