مثنوی · شاه نعمت الله ولی
شماره ۱۳ - من ولایت در ولایت دیده ام...
1
من ولایت در ولایت دیده ام
خوش ولی ای در ولایت دیده ام
2
گفته اهل ولایت گوش کن
جام باده از ولایت نوش کن
3
چشم از نور ولایت روشن است
در ولایت آن ولایت با من است
4
با ولایت هر که او همدم بود
در ولایت صاحب اعظم بود
5
یک دمی بر نور چشم ما نشین
دیده اهل ولایت را ببین
6
صورت و معنی که هر دو با من است
از نبوت وز ولایت روشن است
7
در ولایت هر چه بینی او بود
لاجرم عالم همه نیکو بود
8
از ولایت تا ولایت یافتم
هر زمانی صد ولایت یافتم
9
هر که را باشد ولایت از خدا
در ولایت باشد او از اولیا
10
اسم حق باشد ولی در شرع و دین
هم ولایت وصف او باشد یقین
11
شد نبوت ختم اما جاودان
باشد این حکم ولایت در میان