کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مثنوی ·

شماره ۱۳ - من ولایت در ولایت دیده ام...

1

من ولایت در ولایت دیده ام

خوش ولی ای در ولایت دیده ام

2

گفته اهل ولایت گوش کن

جام باده از ولایت نوش کن

3

چشم از نور ولایت روشن است

در ولایت آن ولایت با من است

4

با ولایت هر که او همدم بود

در ولایت صاحب اعظم بود

5

یک دمی بر نور چشم ما نشین

دیده اهل ولایت را ببین

6

صورت و معنی که هر دو با من است

از نبوت وز ولایت روشن است

7

در ولایت هر چه بینی او بود

لاجرم عالم همه نیکو بود

8

از ولایت تا ولایت یافتم

هر زمانی صد ولایت یافتم

9

هر که را باشد ولایت از خدا

در ولایت باشد او از اولیا

10

اسم حق باشد ولی در شرع و دین

هم ولایت وصف او باشد یقین

11

شد نبوت ختم اما جاودان

باشد این حکم ولایت در میان

متن شعر کپی شد.