کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مثنوی ·

شماره ۱۷ - گر به هستی آئی اینجا نیستی...

1

گر به هستی آئی اینجا نیستی

کوش تا در راه هستی نیستی

2

نیستی و دم ز هستی می زنی

از منی بگذر اگر یار منی

3

ملک توحید از دوئی بر هم مزن

از دوئی در حضرت او دم مزن

4

اعتباری باشد این ما و توئی

اعتباری خود ندارد این دوئی

5

اسم اعظم در همه عالم یکی است

وحدت اسم و مسمی بی شکی است

6

هرچه بینی صورت اسمای اوست

هر که یابی غرقه دریای اوست

7

جام و می گر چه دو باشد در نظر

در حقیقت یک بود نیکو نگر

8

دو نماید گر چه یک باشد نه دو

یک بود دو گر نباشد ما و تو

9

گر یکی را صد شماری صد یکیست

صد مراتب باشد و آن یک خود یکی است

10

گرنه ای احول یکی را دو مبین

ور یکی می بیند آن ، تو دو مبین

11

رو فنا شو از صفات و ذات خود

تا ز تو با تو نماند نیک و بد

12

چون شدی فانی فنا شو از فنا

تا خدا ماند خدا ماند خدا

متن شعر کپی شد.