کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مثنوی ·

شماره ۵۴ - سخن عارفان به جان بشنو...

1

سخن عارفان به جان بشنو

این چنین گفتم آن چنان بشنو

2

بگذر از کثرت وز وحدت هم

بیش و کم را چه می کنی فافهم

3

گر تو فانی شوی بقا یابی

خود ازین بی خودی خدا یابی

4

در سراپرده حدوث و قدم

خوش بود گر نهی قدم به قدم

5

حال عالم به ذوق اگر دانی

آفتاب است و سایه می خوانی

6

سایه و آفتاب بر من و تو

خط موهوم می نماید دو

7

خط موهوم اگر براندازی

خانه از غیر حق بپردازی

8

همه جا آفتاب تابانست

نظری کن ببین که این آنست

9

جوهر است و عرض همه عالم

به وجودند این و آن فافهم

10

زر یکی صورتش هزار نمود

سکه سرخ بی شمار نمود

11

ذات او از صفات مستغنی است

وز همه کاینات مستغنی است

12

اثر این و آن مجوی آنجا

نام چبود نشان مجوی آنجا

متن شعر کپی شد.