کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مثنوی ·

شماره ۷۰ - دیدیم وجود جز یکی نیست...

1

دیدیم وجود جز یکی نیست

در بودن آن یکی شکی نیست

2

عالم همه سایه وجودند

بی جود وجود خود نبودند

3

در سایه وجود می توان دید

بیناست کسی که آنچنان دید

4

عالم همه جام و جام می می

عینی به ظهور شد من و وی

5

یک عین به نام صد هزار است

یک ذات و صفات بی شمار است

6

ما آئینه خدا نمائیم

اما به خدا که ما نه مائیم

7

تو صورت او و معنیت او

هر دو بنگر که هست یک رو

8

نه خاص و نه عام این وجود است

هر چند که عین جمله بود است

9

نه مطلق و نه مقید است او

او را تو یکی بگو و هم دو

10

نه خارجیش نه ذهنیش خوان

یعنی که اعم از این و آن دان

11

اما اینها مراتب اوست

یک ذات نگر که بحر و هم جو است

12

در مرتبه ایش بحر خوانند

در مرتبه اش قطره دانند

13

گه ظلمت و گاه نور دانش

گه خاص و گهی به عام خوانش

14

یک عین و مراتبش فراوان

در وحدت و کثرت آنچنان دان

15

اما زان رو که حضرت اوست

نه عام و نه خاص باشد ای دوست

16

رندانه بیا به بزم مستان

می نوش ز جام می پرستان

17

ظاهر جام است و باطنش می

از روی وجود جام می می

18

جام و می عاشقان چنین است

اول آن است و آخر این است

متن شعر کپی شد.