کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۶ - به هر که قصه دل گفتم دلش خون ست...

1

به هر که قصه دل گفتم دلش خون ست

تو هم مپرس ز من تا نگویمت چون ست

2

منم که درد من از هیچ بی دلی کم نیست

تویی که ناز تو از هرچه گویم افزون ست

3

مگو که خواب اجل بست چشم مردم را

که چشم بندی آن نرگس پرافسون ست

4

همای وصل تو پاینده باد بر سر من

که زیر سایه او طالعم همایون ست

5

کنون که با توام ای کاش دشمنان مرا

خبر دهند که لیلی به کام مجنون ست

6

طبیب، گو به علاج مریض عشق مکوش

که کار او دگر و کار او دگرگون ست

7

هلالی از دهن و قامتش حکایت کن

که این علامت ادراک طبع موزون ست

متن شعر کپی شد.