کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۳ - در کوی تو آمد به سرم سنگ ملامت...

1

در کوی تو آمد به سرم سنگ ملامت

مشکل که ازین کوی برم جان به سلامت

2

نتوان گله کرد از جور و جفایی که تو کردی

جور تو کرم بود و جفای تو کرامت

3

امروز مرا درین شهر حال غریبی ست

نی رای سفر کردن و نی روی اقامت

4

شد سیل سرشکم سبب طعنه مردم

توفان بلا دارم و دریای ملامت

5

«قد قامت» و فریاد موذن نکند گوش

آن کس که به فریاد بود زان قد و قامت

6

ای دل که تو امروز گرفتار فراقی

امروز تو کم نیست و فردای قیامت

7

بی روی تو یک چند اگر زیست هلالی

جان می دهد اینک به صد اندوه و ندامت

متن شعر کپی شد.