کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

شگفتی دیگر جزیره که کرگدن داشت

1

از آن کوه ملاح بگذشت خواست

سپهدار گفت این شتابت چراست

2

بمان تا برین گنگ باز از شگفت

چه بینیم کان یاد باید گرفت

3

بدو گفت ملاح مفزای کار

که ایدر بود کرگدن بی شمار

4

به بالای گاوی پر از خشم و شور

یکی جانور مه ز پیلان به زور

5

سرو دارد از باز مردی فزون

سرش چون سنان تن چوز آهن ستون

6

به زخم سرو که درآرد ز پای

زند پیل را بر رباید ز جای

7

دلاور نبرد ایچ تیمار مرگ

میان بست بر جنگ و پیکار کرگ

8

بدو گفت کام من این بد ز بخت

که پیش آیدم روزی این رزم سخت

9

کنون بور آهو تک کرگ دن

کمان و کمین من و کرگدن

10

نبد باکم از ببر و از اژدها

بدینسان ددی را چه باشد بها

11

ز کشتی برون رفت بر زه کمان

یکی کرگدن دید کآمد دمان

12

چو نیزه سرو راست کرده بدوی

همان گه خدنگی یل نامجوی

13

بپیوست و ز آنسان در آهیخت زوش

که پیکان به ناخن بدو زه به گوش

14

زبان و گلوگاه و یک نیمه تن

فرو دوخت با گردن کرگدن

15

همه گنگ تا شب بدینسان بگشت

بیفکند از آن کرگدن سی و هشت

16

به خنجر سروشان بیفکند و برد

بر شاه مهراج و او را سپرد

17

سپه پاک و مهراج گشتند شاد

بر او هر کسی آفرین کرد یاد

متن شعر کپی شد.