سایر · سنایی
اندر ذکر و یاد کردن
1
ذکر بر دوستان و کم سخنان
چه شماری بسان پیرزنان
2
جور با حکم او همه دادست
عمر بی یاد او همه بادست
3
آنک گریان ازوست خندان اوست
دل که بی یاد اوست سندان اوست
4
شدی ایمن چو نام او بردی
در طریقت قدم بیفشردی
5
تو به یادش چو گل زبان کن تر
تا دهانت کند چو گل پر زر
6
سیر جان کرد جان بخرد را
تشنه دل کرد عاشق خود را
7
یک زمان از درش مشو غایب
تا بود عزم و رای تو صایب
8
کار نادان کوته اندیش است
یاد کردن کسی که در پیش است