سایر · سنایی
التمثیل فی نظرالسوء واحوال الدنیا
1
مثلت همچو مرد در کشتی است
زان ترا فعل سال و مه زشتی است
2
آنکه در کشتی است و در دریا
نظرش کژ بود چو نابینا
3
ظن چنان آیدش بخیره چنان
ساکن اویست و ساحلست روان
4
می نداند که اوست در رفتن
ساحل آسوده است از آشفتن
5
مرد دنیاپرست از این سانست
همچو کودک ضعیف و نادانست
6
تو به گفتار غره ای شب و روز
لیک معلوم تو نگشت هنوز
7
بیش مشنو ز نیک و بد گفتار
آنچه بشنیده ای به کار درآر
8
ای ندیده ز زحمت خور تو
روح عیسی به خواب جز خر تو
9
عز علمست نخوت و بودیت
کبر و عجبست خشم و خشنودیت