سایر · سنایی
اندر مذمت خواهران گوید
1
ور ترا خواهر آورد مادر
شود از وی سیاه روی پدر
2
تو ز میراث ربعی او را ده
فحلی آور ورا سبک مسته
3
گر تو ناری خود آورد بی شک
بنویسند بی حضور تو چک
4
نشناسد ز هیچ مرد گریز
نکند خود ز مرد و زن پرهیز
5
هم ز ده سالگی گرد در سر
شوهر و مال و چیز و زر و گهر
6
زان هوسش خیره لعبت آراید
کیر و کالای را همی باید
7
جامه بر تن درد همی به ستیز
مانده در انتظار مال و جهیز
8
ور کنی در جهیز او تاخیر
همه توفیر تو شود تقصیر
9
نام و ننگت به باد بردهد او
بر سرت زود خاک برنهد او
10
مرد بیگانه گردد از خانه
خانه ات پر شود ز بیگانه