سایر · سنایی
اندر صفت مرائی و قراء و سالوس گوید
1
خلق را زیر گنبد دوار
دیده ها کور و دیدنی بسیار
2
هرکه از خواندنی کرانه کند
اوستادش به موش خانه کند
3
نیست اندر جهان نکو نفسی
نه بسی ماند چرخ را نه کسی
4
خواجه لاحول گوی در کویت
زان بماندست تا کند مویت
5
اندرین کارگاه بومره
تو به لاحولشان مشو غره
6
کاندرین روزگار پر تلبیس
نان ز لاحول می خورد ابلیس
7
تو چنانی به حیلت و تلبیس
کز تو اعراض می کند ابلیس
8
هرکه در خود زد از فضولی رای
دست ازو شست شرع بار خدای