کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

بز ملاحسن

1

بز ملا حسن مسئله گو

چو به ده از رمه می کردی رو

2

داشت همواره به همره پس افت

تا سوی خانه ، ز بزها ، دو سه جفت

3

بز همسایه ، بز مردم ده

همه پر شیر و همه نافع و مفت

4

شاد ملا پی دوشیدنشان

جستی از جای و به تحسین می گفت

5

مرحبا بز بزک زیرک من

که کند سود من افزون به نهفت

6

روزی آمد ز قصا بز گم شد

بز ملا به سوی مردم شد

7

جست ملا ، کسل و سرگردان

همه ده ، خانه ی این خانه ی آن

8

زیر هر چاله و هر دهلیزی

کنج هر بیشه ، به هر کوهستان

9

دید هر چیز و بز خویش ندید

سخت آشفت و به خود عهد کنان

10

گفت : اگر یافتم این بد گوهر

کنمش خرد سراسر استخوان

11

ناگهان دید فراز کمری

بز خود را از پی بوته چری

12

رفت و بستش به رسن ، زد به عصا

بی مروت بز بی شرم و حیا

13

این همه آب و علف دادن من

عاقبت از توام این بود جزا

14

که خورد شیر تو را مردم ده ؟

بزک افتاد و بر او داد ندا

15

شیر صد روز بزان دگر

شیر یک روز مرا نیست بها ؟

16

یا مخور حق کسی کز تو جداست

یا بخور با دگران آنچه تراست

متن شعر کپی شد.