کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

روی بندرگاه

1

آسمان یکریز می بارد

2

روی بندرگاه.

3

روی دنده های آویزان یک بام سفالین در کنار راه

4

روی « آیش» ها که « شاخاک» خوشه اش را می دواند.

5

روی نوغانخانه، روی پل که در سر تا سرش امشب

6

مثل اینکه ضرب می گیرند یا آنجاکسی غمناک می خواند.

7

همچنین بر روی بالاخانه ی من (مرد ماهیگیر مسکینی

8

که او را میشناسی)

9

10

خالی افتاده است اما خانه ی همسایه ی من دیرگاهیست.

11

ای رفیق من، که ازین بندر دلتنگ روی حرف من با تست

12

و عروق زخمدار من ازین حرفم که با تو در میان می آید از درد درون

13

خالی است.

14

15

و درون دردناک من ز دیگر گونه زخم من می آید پر!

16

هیچ آوایی نمی آید از آن مردی که در آن پنجره هر روز

17

چشم در راه شبی مانند امشب بود بارانی.

18

وه!چه سنگین است با آدمکشی (با هر دمی رویای جنگ) این زندگانی.

19

20

بچه ها، زنها،

21

مردها، آنها که در خانه بودند،

22

دوست با من، آشنا با من درین ساعت سراسر کشته گشتند.

متن شعر کپی شد.