کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

شعر گمشده

1

تا آخرین ستاره ی شب بگذرد مرا

بی خوف و بی خیال بر این برج خوف و خشم،

2

بیدار می نشینم در سردچال خویش

شب تا سپیده خواب نمی جنبدم به چشم،

3

شب در کمین شعری گمنام و ناسرود

چون جغد می نشینم در زیج رنج کور

4

می جویمش به کنگره ی ابر شب نورد

می جویمش به سوسوی تک اختران دور.

5

در خون و در ستاره و در باد، روز و شب

دنبال شعر گم شده ی خود دویده ام

6

بر هر کلوخ پاره ی این راه پیچ پیچ

نقشی ز شعر گم شده ی خود کشیده ام.

7

تا دوردست منظره، دشت است و باد و باد

من بادگرد دشتم و از دشت رانده ام

8

تا دوردست منظره، کوه است و برف و برف

من برف کاو کوهم و از کوه مانده ام.

9

اکنون درین مغاک غم اندود، شب به شب

تابوت های خالی در خاک می کنم.

10

موجی شکسته می رسد از دور و من عبوس

با پنجه های درد بر او دست می زنم.

11

تا صبح زیر پنجره ی کور آهنین

بیدار می نشینم و می کاوم آسمان

12

در راه های گم شده، لب های بی سرود

ای شعر ناسروده! کجا گیرمت نشان؟

13

۱۳۳۳ زندان قصر

14

15

© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو

متن شعر کپی شد.