کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

چشمان تاریک

1

چشمان تو شبچراغ سیاه من بود،

2

مرثیه ی دردناک من بود

3

مرثیه ی دردناک و وحشت تدفین زنده به گوری که منم، من...

4

5

□

6

7

هزاران پوزه ی سرد یاس،

8

در خواب آغازنشده به انجام رسیده ی من،

9

در رویای ماران یک چشم جهنمی فریاد کشیده اند.

10

11

و تو نگاه و انحناهای اثیری پیکرت را همراه بردی

12

و در جامه ی شعله ور آتش خویش،

13

خاموش و پرصلابت و سنگین

14

بر جاده ی توفان زده یی گذشتی

15

که پیکر رسوای من با هزاران گل میخ نگاه های کاوشکار،

16

بر دروازه های عظیمش آویخته بود...

17

18

□

19

20

بگذار سنگینی امواج دیرگذر دریای شبچراغی خاطره ی تو را

21

در کوفتگی روح خود احساس کنم.

22

بگذار آتشکده ی بزرگ خاموشی بی ایمان تو

23

مرا در حریق فریادهایم خاکستر کند.

24

25

خاربوته ی کنار کویر جستجو باش

26

تا سایه ی من، زخم دار و خون آلود

27

به هزاران تیغ نگاه آفتاب بار تو آویزد...

28

29

□

30

31

در دهلیز طولانی بی نشان

32

هزاران غریو وحشت برخاست

33

هزاران دریچه ی گمنام برهم کوفت

34

هزاران در راز گشاده شد

35

و جادوی نگاه تو،

36

گل زرد شعله را از تارک شمع نیم سوخته ربود...

37

38

هزاران غریو وحشت در تالاب سکوت رسوب کرد

39

هزاران دریچه ی گمنام از هم گشود،

40

و نفس تاریک شب از هزاران دهان بر رگ طولانی دهلیز دوید

41

42

هزاران در راز بسته شد،

43

تا من با الماس غریوی جگرم را بخراشم

44

و در پس درهای بسته ی رازی عبوس

45

به استخوان های نومیدی مبدل شوم.

46

47

□

48

49

در انتهای اندوهناک دهلیز بی منفذ،

50

چشمان تو شبچراغ تاریک من است.

51

52

هزاران قفل پولاد راز بر درهای بسته ی سنگین میان ما

53

به سان ماران جادویی نفس می زنند.

54

گل های طلسم جادوگر رنج من از چاه های سرزمین تو می نوشد،

55

می شکفد،

56

و من لنگر بی تکان نومیدی خویشم.

57

58

من خشکیده ام

59

من نگاه می کنم

60

من درد می کشم

61

من نفس می زنم

62

من فریاد برمی آورم:

63

چشمان تو شبچراغ سیاه من بود.

64

مرثیه ی دردناک من بود چشمان تو.

65

مرثیه ی دردناک و وحشت تدفین زنده به گوری که منم، من...

66

67

۱۳۳۱

68

69

© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو

متن شعر کپی شد.