سایر · احمد شاملو
حریق قلعه یی خاموش ...
1
برای مادرم
2
زنی شب تا سحر گریید خاموش.
زنی شب تا سحر نالید، تا من
3
سحرگاهی بر آرم دست و گردم
چراغی خرد و آویزم به برزن.
4
زنی شب تا سحر نالید و افسوس!
مرا آن ناله ی خامش نیفروخت:
5
حریق قلعه ی خاموش مردم
شبم دامن گرفت و صبحدم سوخت.
6
حریق قلعه ی خاموش و مدفون
به خاکستر فرو دهلیز و درگاه
7
حریق قلعه ی خاموش آری
نه شب گرییدن زن تا سحرگاه.
8
۱۹ اسفند ۱۳۳۶
9
10
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو