سایر · احمد شاملو
رستگاران
1
در غریو سنگین ماشین ها و اختلاط اذان و جاز
2
آواز قمری کوچکی را
3
شنیدم،
4
چنان که از پس پرده یی آمیزه ی ابر و دود
5
تابش تک ستاره یی.
6
7
□
8
9
آنجا که گنه کاران
10
با میراث کمرشکن معصومیت خویش
11
بر درگاه بلند
12
پیشانی درد
13
بر آستانه می نهند و
14
باران بی حاصل اشک
15
بر خاک،
16
و رهایی و رستگاری را
17
از چارسوی بسیط زمین
18
پای درزنجیر و گم کرده راه می آیند،
19
گوش بر هیبت توفانی فریادهای نیاز و اذکار بی سخاوت بسته
20
دو قمری
21
بر کنگره ی سرد
22
دانه در دهان یکدیگر می گذارند
23
و عشق
24
بر گرد ایشان
25
حصاری دیگر است.
26
27
۱۳۴۹ توس
28
29
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو