سایر · سهراب سپهری
لب آب
1
دیشب، لب رود، شیطان زمزمه داشت.
2
شب بود و چراغک بود.
3
شیطان ، تنها، تک بود.
4
باد آمده بود، باران زده بود: شب تر ، گل ها پرپر.
5
بویی نه براه.
6
ناگاه
7
آیینه رود، نقش غمی بنمود: شیطان لب آب.
8
خاک سایه در خواب.
9
زمزمه ای می مرد.بادی می رفت، رازی می برد.