سهراب سپهری
شرق اندوه
سهراب سپهری / شرق اندوه
فهرست متن
اشعار و آثار
1به زمینسایرافتاد . و چه پژواکی که شنید اهریمن. و چه لرزی که دوید از بن غم تا به بهشت.←2بودهی - Bodhiسایرآنی بود ، در ها وا شده بود .←3تاسایربالارو ، بالارو. بند نگه بشکن، و هم سیه بشکن.←4تا گل هیچسایرمی رفتیم، و درختان چه بلند ، و تماشا چه سیاه !←5تراوسایردر آ، که کران را برچیدم، خاک زمان رفتم، آب نگر پاشیدم.←6تنها بادسایرسایه شدم، و صدا کردم:←7روانهسایرچه گذشت ؟←8شکپویسایربر آبی چین افتاد ،سیبی به زمین افتاد.←9شورم راسایرمن سازم : بندی آواز . برگیرم ، بنوازم. برتارم زخمه←10شیطان همسایراز خانه بدر ، از کوچه برون، تنهایی ما سوی خدا می رفت.←11لب آبسایردیشب، لب رود، شیطان زمزمه داشت.←12ناسایرباد آمد ، در بگشا، اندوه خدا آورد.←13نه به سنگسایردر جوی زمان ، در خواب تماشای تو می رویم.←14نیایشسایردستی افشان ، تا ز سر انگشتانت صد قطره چکد ، هر←15هاییسایرسرچشمه رویش هایی، دریایی، پایان تماشایی.←16هلاسایرتنها به تماشای چه ای ؟←17هنگامیسایرتاریکی ، پیچک وار ، به چپر ها پیچید، به حناها، افراها.←18وسایرآری ، ما غنچه یک خوابیم.←19و شکستم، و دویدم، و فتادمسایردرها به طنین های تو وا کردم.←20و چه تنهاسایرای درخور اوج ! آواز تو در کوه سحر، و گیاهی به نماز.←21ویدسایرنی ها ، همهمه شان می آید.←22پادمهسایرمی رویید. در جنگل ، خاموشی رویا بود.←23پاراهسایرنه تو می پایی، و نه کوه. میوه این باغ: اندوه، اندوه.←24چندسایراینجاست ، آیید، پنجره بگشایید، ای من و دگر من ها:صد پرتو من در آب!←25گزارسایرباز آمدم از چشمه خواب ، کوزه تر در دستم.←