سایر · سهراب سپهری
پاراه
1
نه تو می پایی، و نه کوه. میوه این باغ: اندوه، اندوه.
2
گل بتراود غم، تشنه سبویی تو. افتد گل، بویی تو.
3
این پیچک شوق ، آبش ده، سیرابش کن. آن کودک ترس، قصه بخوان، خوابش کن.
4
این لاله هوش ، از ساقه بچین. پرپر شد، بشود. چشم خدا تر شد ، بشود.
5
و خدا از تو نه بالاتر. نی ، تنهاتر ، تنهاتر.
6
بالاها، پستی ها یکسان بین. پیدا نه، پنهان بین.
7
بالی نیست، آیت پروازی هست. کس نیست ، رشته آوازی هست.
8
پژواکی : رویایی پر زد رفت. شلپویی: رازی بود، در زد و رفت.
9
اندیشه : کاهی بود، در آخور ما کردند. تنهایی: آبشخور ما کردند.
10
این آب روان ، ما ساده تریم. این سایه، افتاده تریم.
11
نه تو می پایی، و نه من، دیده تر بگشا. مرگ آمد، در بگشا.