سایر · سهراب سپهری
تراو
1
در آ، که کران را برچیدم، خاک زمان رفتم، آب نگر پاشیدم.
2
در سفالینه چشم ، صدبرگ نگه بنشاندم، بنشستم.
3
آیینه شکستم، تا سرشار تو من باشم و من. جامه نهادم. رشته گسستم.
4
زیبایان خندیدند، خواب چرا دادمشان، خوابیدند.
5
غوکی می جست، اندوهش دادم، و نشست.
6
در کشت گمان، هر سبزه لگد کردم. از هر بیشه ، شوری به سبد کردم.
7
بوی تو می آمد، به صدا نیرو، به روان پر دادم، آواز در آ سر دادم.
8
پژواک تو می پیچید، چکه شدم، از بام صدا لغزیدم، و شنیدم.
9
یک هیچ ترا دیدم، و دویدم.
10
آب تجلی تو نوشیدم، و دمیدم.