سایر · سهراب سپهری
تا گل هیچ
1
می رفتیم، و درختان چه بلند ، و تماشا چه سیاه !
2
راهی بود از ما تا گل هیچ .
3
مرگی در دامنه ها ، ابری سر کوه ، مرغان لب زیست.
4
می خواندیم : بی تو دری بودم به برون، و نگاهی به کران، و صدایی به کویر.
5
می رفتیم، خاک از ما می ترسید، و زمان بر سر ما می بارید.
6
خندیدیم: ورطه پرید از خواب ، و نهان ها آوایی افشاندند.
7
ما خاموش ، و بیابان نگران، و افق یک رشته نگاه.
8
بنشستیم، تو چشمت پر دور، من دستم پر تنهایی، و زمین ها پر خواب.
9
خوابیدیم. می گویند: دستی در خوابی گل می چید.