سایر · سهراب سپهری
هنگامی
1
تاریکی ، پیچک وار ، به چپر ها پیچید، به حناها، افراها.
2
و هنوز ، ما در کشت، در کف داس.
3
ما ماندیم، تا در رشته شب از گرد چپر ها وا شد، فردا شد.
4
روز آمد و رفت.
5
تاریکی ، پیچک وار ، به چپر ها پیچید، به حناها، افراها.
6
و هنوز ، یک خوشه کشت، در خور چیدن نه، یاد رسیدن نه.
7
و هزاران روز، و هزاران بار
8
تاریکی ، پیچک وار ، به چپر ها پیچید، به حناها، افراها.
9
پایان شبی، ما در خواب ، یک خوشه رسید، مرغی چید.
10
آواز پرش بیداری ما : ساقه لرزان پیام.