سایر · سهراب سپهری
و شکستم، و دویدم، و فتادم
1
درها به طنین های تو وا کردم.
2
هر تکه نگاهم را جایی افکندم، پر کردم هستی ز نگاه .
3
بر لب مردابی ، پاره لبخند تو بر روی لجن دیدم، رفتم به نماز.
4
در بن خاری ، یاد تو پنهان بود، برچیدم، پاشیدم به جهان.
5
بر سیم درختان زدم آهنگ ز خود روییدن، و به خود گستردن.
6
و شیاریدم شب یکدست نیایش، افشاندم دانه راز.
7
و شکستم آویز فریب.
8
و دویدم تا هیچ . و دویدم تا چهره مرگ ، تا هسته هوش.
9
و فتادم بر صخره درد. از شبنم دیدار تو تر شد انگشتم، لرزیدم.
10
وزشی می رفت از دامنه ای ، گامی همره او رفتم.
11
ته تاریکی ، تکه خورشیدی دیدم، خوردم، و ز خود رفتم، و رها بودم.