سایر · سهراب سپهری
ای نزدیک
1
در نهفته ترین باغ ها ، دستم میوه چید.
2
و اینک ، شاخه نزدیک ! از سر انگشتم پروا مکن.
3
بی تابی انگشتانم شور ربایش نیست ، عطش آشنایی است.
4
درخشش میوه ! درخشان تر.
5
وسوسه چیدن در فراموشی دستم پوسید.
6
دورترین آب
7
ریزش خود را به راهم فشاند.
8
پنهان ترین سنگ
9
سایه اش را به پایم ریخت.
10
و من ، شاخه نزدیک !
11
از آب گذشتم ، از سایه بدر رفتم.
12
رفتم ، غرورم را بر ستیغ عقاب- آشیان شکستم
13
و اینک ، در خمیدگی فروتنی، به پای تو مانده ام.
14
خم شو ، شاخه نزدیک!