کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

خراب

1

فرسود پای خود را چشمم به راه دور

2

تا حرف من پذیرد آخر که :زندگی

3

رنگ خیال بر رخ تصویر خواب بود.

4

دل را به رنج هجر سپردم، ولی چه سود،

5

پایان شام شکوه ام.

6

صبح عتاب بود.

7

چشمم نخورد آب از این عمر پر شکست:

8

این خانه را تمامی پی روی آب بود.

9

پایم خلیده خار بیابان .

10

جز با گلوی خشک نکوبیده ام به راه.

11

لیکن کسی ، ز راه مددکاری،

12

دستم اگر گرفت، فریب سراب بود.

13

خوب زمانه رنگ دوامی به خود ندید:

14

کندی نهفته داشت شب رنج من به دل،

15

اما به کار روز نشاطم شتاب بود.

16

آبادی ام ملول شد از صحبت زوال .

17

بانگ سرور در دلم افسرد، کز نخست

18

تصویر جغد زیب تن این خراب بود.

متن شعر کپی شد.