سایر · سهراب سپهری
در قیر شب
1
دیرگاهی است که در این تنهایی
2
رنگ خاموشی در طرح لب است
3
بانگی از دور مرا می خواند
4
لیک پاهایم در قیر شب است
5
رخنه ای نیست در این تاریکی
6
در و دیوار به هم پیوسته
7
سایه ای لغزد اگر روی زمین
8
نقش وهمی است ز بندی رسته
9
نفس آدم ها
10
سر بسر افسرده است
11
روزگاری است در این گوشه پژمرده هوا
12
هر نشاطی مرده است
13
دست جادویی شب
14
در به روی من و غم می بندد
15
می کنم هر چه تلاش،
16
او به من می خندد .
17
نقش هایی که کشیدم در روز،
18
شب ز راه آمد و با دود اندود .
19
طرح هایی که فکندم در شب،
20
روز پیدا شد و با پنبه زدود .
21
دیرگاهی است که چون من همه را
22
رنگ خاموشی در طرح لب است .
23
جنبشی نیست در این خاموشی
24
دست ها پاها در قیر شب است .