سایر · فروغ فرخزاد
پاییز
1
از چهره طبیعت افسونکار
بر بسته ام دو چشم پر از غم را
2
تا ننگرد نگاه تب آلودم
این جلوه های حسرت و ماتم را
3
4
پاییز ، ای مسافر خاک آلوده
در دامنت چه چیز نهان داری
5
جز برگهای مرده و خشکیده
دیگر چه ثروتی به جهان داری ؟
6
7
جز غم چه می دهد به دل شاعر
سنگین غروب تیره و خاموشت ؟
8
جز سردی و ملال چه می بخشد
بر جان دردمند من آغوشت ؟
9
10
در دامن سکوت غم افزایت
اندوه خفته می دهد آزارم
11
آن آرزوی گمشده می رقصد
در پرده های مبهم پندارم
12
13
پاییز ، ای سرود خیال انگیز
پاییز ، ای ترانه محنت بار
14
پاییز ، ای تبسم افسرده
بر چهره طبیعت افسونکار