سایر · فروغ فرخزاد
وداع
1
می روم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه خویش
2
به خدا می برم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه خویش
3
4
می برم تا که در آن نقطه دور
شستشویش دهم از رنگ گناه
5
شستشویش دهم از لکه عشق
زین همه خواهش بیجا و تباه
6
7
می برم تا ز تو دورش سازم
ز تو ، ای جلوه امید محال
8
می برم زنده بگورش سازم
تا از این پس نکند یاد وصال
9
10
ناله می لرزد ، می رقصد اشک
آه ، بگذار که بگریزم من
11
از تو ، ای چشمه جوشان گناه
شاید آن به که بپرهیزم من
12
13
به خدا غنچه شادی بودم
دست عشق آمد و از شاخم چید
14
شعله آه شدم صد افسوس
که لبم باز بر آن لب نرسید
15
16
عاقبت بند سفر پایم بست
می روم ، خنده به لب ، خونین دل
17
می روم از دل من دست بدار
ای امید عبث بی حاصل