کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

نغمه روسپی

1

بده آن قوطی سرخاب مرا

تا زنم رنگ به بی رنگی خویش

2

بده آن روغن ، تا تازه کنم

چهره پژمرده ز دلتنگی خویش

3

بده آن عطر که مشکین سازم

گیسوان را و بریزم بر دوش

4

بده آن جامه تنگم که کسان

تنگ گیرند مرا در آغوش

5

بده آن تور که عریانی را

در خمش جلوه دو چندان بخشم

6

هوس انگیزی و آشوبگری

به سر و سینه و پستان بخشم

7

بده آن جام که سرمست شوم

به سیه بختی خود خنده زنم :

8

روی این چهره ناشاد غمین

چهره یی شاد و فریبنده زنم

9

وای از آن همنفس دیشب من-

چه روانکاه و توانفرسا بود

10

لیک پرسید چو از من ، گفتم :

کس ندیدم که چنین زیبا بود !

11

وان دگر همسر چندین شب پیش

او همان بود که بیمارم کرد :

12

آنچه پرداخت ، اگر صد می شد

درد ، زان بیشتر آزارم کرد .

13

پر کس بی کسم و زین یاران

غمگساری و هواخواهی نیست

14

لاف دلجویی بسیار زنند

لیک جز لحظه کوتاهی نیست

15

نه مرا همسر و هم بالینی

که کشد دست وفا بر سر من

16

نه مرا کودکی و دلبندی

که برد زنگ غم از خاطر من

17

آه ، این کیست که در می کوبد ؟

همسر امشب من می آید !

18

وای، ای غم، ز دلم دست بکش

کاین زمان شادی او می باید !

19

لب من - ای لب نیرنگ فروش -

بر غمم پرده یی از راز بکش !

20

تا مرا چند درم بیش دهند

خنده کن ، بوسه بزن ، ناز بکش !

متن شعر کپی شد.