کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

در بسته

1

باز کن ! این در به رویم باز کن

باز کن ! کان دیگران را بسته اند

2

خستگی بر خاطرم کمتر فزای

زانکه بیش از حد کسانش خسته اند

3

باز کن ! این در به رویم باز کن

تا بیاسایم دمی از رنج خویش

4

در همی در کیسه ام شایان توست

باز کن تا عرضه دارم گنج خویش

5

...

ریزم امشب یک به یک بر بسترت

6

و آن چه با من پنجه های جور کرد

من به پاداش آن کنم با پیکرت

7

امشب از آزار کژدم سیرتان

سوی تو ، ای زن ! پناه آورده ام

8

گفتمت زن لیک تو زن نیستی

رو سوی ماه سیاه آورده ام

9

دخمه یی در پشت این دهلیز هست

از تو ، وان بیچاره همکاران تو

10

بر در و دیوار آن بنوشته اند

یادگاری بی وفا یاران تو

11

باز کن تا این شب تاریک را

با تو ای نادیده دلبر ! سر کنم

12

دامن ننگین تو آرم به دست

تا به کام خویش ننگین تر کنم

13

باز کن کان غنچه پژمرده را

پایمال عشق کوتاهم کنی

14

وز فراوان درد و بیماری سحر

یادبودی نیز همراهم کنی

15

باز کن ... اما غلط گفتم ، مکن

کاین در محنت به رویم بسته به

16

درد خود بر رنج من افزون مساز

کاین دل رنجیده ، تنها خسته به

متن شعر کپی شد.