کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

نگاه آشنا

1

ای شرمگین نگاه غم آلود

پیوسته در گریز چرایی ؟

2

با خنده شکفته ز مهرم

آهسته در ستیز چرایی ؟

3

شاید که صاحب تو ، به خود گفت

در هیچ زن عمیق نبیند

4

تا هیچگه ز هیچ پری رو

نقشی به خاطرش ننشیند

5

اما ز من گریز روا نیست

من ، خوب ، آشنای تو هستم

6

اینسان که رنج های تو دانم

گویی که من به جای تو هستم

7

باور نمی کنی اگر از من

بشنو که ماجرای تو گویم

8

در خاطرم هر آن چه نشانی است

یک یک ، ز تو ، برای تو گویم

9

هنگام رزم دشمن بدخواه

بی رحم و آتشین ، تو نبودی ؟

10

گاه ز پا فتادن یاران

کین توز و خشمگین ، تو نبودی ؟

11

هنگام بزم ، این تو نبودی

از شوق ، دلفروز و درخشان ،

12

جان بخش چون فروغ سحرگاه

رخشنده چون ستاره تابان ؟

13

در تنگی و سیاهی زندان

سوزنده چون شرار تو بودی

14

آرام و بی تزلزل و ثابت

با عزم استوار تو بودی

15

اینک درین کشاکش تحقیر

خاموش و پر غرور تویی ، تو

16

از افترا و تهمت دشمن

آسوده و به دور تویی ، تو

17

ای شرمگین نگاه غم آلود

دیدی که آشنای تو هستم ؟

18

هنگام رستخیز ثمربخش

همرزم پا به جای تو هستم ؟

متن شعر کپی شد.