کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

رقاصه

1

در دل میخانه سخت ولوله افتاد

دختر رقاص تا به رقص در آمد

2

گیسوی زرین فشاند و دامن پر چین

از دل مستان ز شوق نعره برآمد

3

نغمه موسیقی و به هم زدن جام

قهقهه و نعره در فضا به هم آمیخت

4

پیچ وخم آن تن لطیف پر از موج

آتش شوقی در آن گروه برانگیخت

5

لرزه شادی فکند بر تن مستان

جلوه آن سینه برهنه چون عاج

6

پولک زر بر پرند جامه او بود

پرتو خورشید صبح و برکه مواج

7

آن کمر همچو مار گرسنه پیچان

صافی و لغزنده همچو لجه سیماب

8

ران فریبا ز چاک دامن شبرنگ

چون ز گریبان شب ، سپیدی ی مهتاب

9

رقص به پایان رسید و باده پرستان

دست به هم کوفتند و جامه دریدند

10

گل به سر آن گل شکفته فشاندند

سرخوش و مستانه پشت دست گزیدند

11

دختر رقاص لیک چون شب پیشین

شاد نشد ، دلبری نکرد ، نخندید

12

چهره به هم در کشید و مشت گره کرد

شادی ی عشاق خسته را نپسندید

13

دیده او پر خمار و مست و تب آلود

مستی ی او رنگ درد و تلخی ی غم داشت

14

باده در او می فروزد ، گرم و شرر خیز

حسرت عمری نشاط و شور که کم داشت

15

اوست که شادی به جمع داده همه عمر

لیک دلش شادمان دمی نتپیده

16

اوست که عمری چشانده باده لذت

خود ، ولی افسوس جرعه یی نچشیده

17

اوست که تا ناله اش غمی نفزاید

سوخته اندر نهان و دوخته لب را

18

اوست که چون شمع با زبانه حسرت

رقص کنان پیش خلق ، سوخته شب را

19

آه که باید ازین گروه ستمگر

داد دل زار و خسته را بستاند

20

شاید از این پس ، از این خرابه دلگیر

پای به زنجیر بسته را برهاند

21

بانگ بر آورد ای گروه ستمگر

پشت مرا زیر بار درد شکستید

22

تشنه خون شما منم ، منم آری

گل نفشانید و بوسه هم نفرستید

23

گفت یکی ، زان میان که : دختره مست است

مستی ی او امشب از حساب فزون است

24

آه ببین چهره اش سیاه شد از خشم

مست ... نه ، این بینوا دچار جنون است

25

باز خروشید دخترک که : بگویید

کیست ؟ بگویید از شما چه کسی هست ؟

26

کیست که فردا ز خود به خشم نراند

نقد جوانی مرا چو می رود از دست ؟

27

کیست ؟ بگویید ! از شما چه کسی هست

تا ز خراباتیان مرا برهاند ؟

28

زندگیم را ز نو دهد سر و سامان

دست مرا گیرد و به راه کشاند ؟

29

گفته دختر ، میان مجمع مستان

بهت و سکوتی عجیب و گنگ پراکند

30

پاسخ او زان گروه می زده این بود

از پی لختی سکوت .... قهقهه یی چند

متن شعر کپی شد.