سایر · سیمین بهبهانی
آرزو
1
آه ، ای تیر ای تیر دلدوز
باز در زخم جانی نشستی
2
آه ، ای خار ای خار جانسوز
باز در دیدگانم شکستی
3
ای ، ای گرگ ای گرگ وحشی
چنگ و دندان به جانم فشردی
4
این جگرگاه بود ، آن جگر بود
این که بشکافتی ، آن که خوردی
5
آتش ای آتش ای شعله مرگ
سوختی ، سوختی پیکرم را
6
مشت خاکستری ماند از من
سوختی باز خاکسترم را
7
ای توانسوز درد روانکاه
رفت جانم ، ز جانم چه خواهی ؟
8
ناله ام مرد در ناتوانی
از تن ناتوانم چه خواهی ؟
9
غیرت و رشک او آتشم زد
جان پر مهر من کینه جو شد
10
آرزویش به دل مرد و زین پس
مرگ او در دلم آرزو شد
11
دیده دیده بر دیگرانش
سرد و خاموش و بی نور ، خوشتر
12
لعل خندیده بر دشمنانش
بسته در تنگی ی گور ، خوشتر